تبليغاتX
سيــمـــــــــــــــرغ
چه كسي مي آيد؟ ( پيشكش فروغ فرخزاد )
 

 پانزدهم دي ماه سالگرد تولد پريشادختِ شعر فارسي، فروغ فرخزاد است. همو كه در طول عمرسايه وار و كوتاه، امّا زيبا و جاودانه اش، شگفتي ها آفريد . افسوس، كه دستِ خونريز تقدير، مدّتي بيشتر  امانش نداد! به عنوان اداي ديني به فروغ، اين مصاحبه ( شعر فروغ، زبان معترض همه‌ ايرانيان رنجديده قرن حاضر است ) و سه شعر زير را نثار خاك پاي آن عزيز و  شما نازنينان مي كنم:

 

 چه كسي مي آيد؟!

 

چه كسي مي آيد؟

ديدگانم امشب منتظرند

دست هايم، نيز

و دلم از شادي لبريز است

ماه امشب چه فروغي دارد!

آسمان شفّاف است

اختران مي رخشند

و من امشب از شعر و شكوه و نورِآينه سرشارم

و من و شعله ي زرّينِ چراغ هم چنان منتظريم

 

 چه كسي مي آيد؟

باورم نيست كه بر مي گردي

ناز چشمان تو رازي است كه من

سال ها قبل اگر آن را

مي فهميدم

بر سيه بختي خويش ايمان مي آوردم

من در اين ظلمتِ دردآلوده راهِ خود گم كردم

من به يك روزنه ي كوچك نور

من به ياري كسي محتاجم

 

آه! امروز كه من

غرقه ي ناز نگاهِ تو شدم

چه كسي دست مرا مي گيرد؟!

چه كسي منجي من خواهد شد؟!

آفتابت آيا برظلمات چشمانم خواهد تابيد؟!

 

گم شدم در شبِ زلفت، آه!

آي خورشيد درخشان مددي!

 

         **************

 

نان و ستاره

 

 

نان در كنارم

ستاره ها دور

آن دورها

نان مي خورم

و به ستاره ها مي نگرم

چنان حيرانم كه نپرسيد!

گاهي به اشتباه

 ستاره مي خورم به جاي نان!

 

         **************

  آخرين دريچه

 

از خود ظهور كن با لحظه لحظه ها

باران درياست از سبدي به وسعت آسمان

تكّه تكّه شو؛ امّا باش

فرديّت را پيوند ده با جاودانگي

آخرين دريچه را اوّلين بدان

 

 

 

نوشته شده توسط تنهاترين تنها در پنجشنبه پانزدهم دی 1384 ساعت 11:55 | لینک ثابت |