تبليغاتX
سيــمـــــــــــــــرغ
بهار از دو نگاه
(۱)

پرنده اي است

پرنده اي است با بال هايي به رنگ گل پامچال

قفسي دارد و آب و دانه اي

گل هاي نسترن و بوي گل سرخ

همه چيز سبز مي شود

همه چيز رنگ بهار مي گيرد

 

       ***

... افسوس!

بايد گفت

پرنده اسير است!

 

 

(۲)

  

دور گردون شتاب مي گيرد

فصل نو اين كتاب مي گيرد

 

از نگاه بهار ، گيتي پير

نقش عهد شباب مي گيرد

 

طفل نوباوه ي چمن ، امروز

دامن آفتاب مي گيرد

 

بلبل سينه چاكِ مست ِخراب

از لب گل شراب مي گيرد

 

چشمِ مخمورِ نرگس بيمار

هم چنان راه خواب مي گيرد

 

بيد مجنون  به رقص مي استد

سرو ، در كف رباب مي گيرد

 

نوعروسِ بهار، در بستان

از تن خود حجاب مي گيرد

 

تا شود مست ، قمري خوش خوان

لاله از رخ نقاب مي گيرد

 

خود، پريشان شود ز باد صبا

زلفِ سنبل، چو تاب مي گيرد

 

در بهاران ز فيض حق، رهرو

مژده ي فتح باب مي گيرد

 

نوشته شده توسط تنهاترين تنها در یکشنبه سیزدهم فروردین 1385 ساعت 10:53 | لینک ثابت |