نوشته شده توسط تنهاترين تنها در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 ساعت 11:58 | لینک ثابت |
درباره وبلاگ
هيچ كس نيست كه با من بسرايد، سيمرغ! هيچ كس نيست كه از حنجره ام بال آواز چكاوك را پرواز دهد!
*********
گفتند: "سي بهار!" امّا دريغ و درد! خزانِ سي ام رسيد سيمرغ پركشيد به قاف و ز دست رفت از سام و زال و رستم دستان خبر نشد هم قحط عشق آمده هم قحط نان و آب اين جا چه خوب بازي با واژه ها رواست گاهي به نام عدل، گاهي به نام مهرورزي و گاهي به نام دين اي يار يار دبستاني ام بيا... اين جا هنوز فصل دريغ است و درد و غم!...
تنهاترين تنها
منوی اصلی
فردا از آن ماست
آهنگ مورد علاقه ی خود را بشنوید
ترانه ی "الهه ی ناز" استاد بنان