تبليغاتX
سيــمـــــــــــــــرغ
قوي پير ( يادمان احمد شاملو )
 

و بادها

كه می گذرند  بی خبرند

در زمزمه ی خشک برگ

و همهمه ی سبز دشت هم خبری نیست

هرگز شنیده ای

که شباهنگی به ((اختیار)) آوازی بخواند؟ 

و قوی پیری

ـ خود ـ در بی نهایت انزوای دریایی

مرگ خویش رابه سوگ نشیند؟

آه!

از این خیس ترد باران

که با چشم گریانش

ـ نیز 

بی خبر است ...

 

نوشته شده توسط تنهاترين تنها در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 ساعت 12:0 | لینک ثابت |